|
اخبار و توانمندیهای هزارمسجـد (هوال) نگاهی همه جانبه به دهستان هزارمسجد،آداب،رسوم و فرهنگ کرمانجی،بررسی مسائل اجتماعی و روان شناختی و...
| ||
|
در فولكلور آلمان ، قصه اي هست كه این چنین بیان می شود :
مردي
صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه همسايه اش آن را
دزديده باشد ، براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت. متوجه
شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ، مثل يك دزد راه مي رود ، مثل دزدي
كه مي خواهد چيزي را پنهان كند ، پچ پچ مي كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه
تصميم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت
كند . اما
همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود.
مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او
مثل يك آدم شريف راه مي رود ، حرف مي زند ، و رفتار مي كند . پائلو کوئیلو همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم .
برچسبها: پائلو کوئیلو, دزدي, قاضي, داستان کوتاه [ جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱ ] [ 13:47 ] [ ابراهیم ضیایی لایین ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||